کارگران در ساعت۳۰=۷ صبح وقتی از سالن اصلی موزه,اتاقی که تابلو در آنجا آویزان بود,عبور میکردندبا دیدن آن اثر هنری یعنی پرتره مونالیزا زبان تحسین گشودند.ام یک ساعت بعد زمانی که کارگران برگشتند تابلو سر جایش نبود.ابتدا کارگران موزه نگران نشدند,اغلب مواقع این تابلو برای عکس برداری از  روی دیوار برداشته میشد.اما زمانی که تا ظهر فردا هم تابلو سر جایش نبودمسوولان موزه دستور جستجو دادند.آن روز عصر,نگهبانان همه ی راهرو و زیر زمینهای نگارخانه را تفتیش کردند,و زمانی که قاب زراندود آن را در یک انباری کنار دیوار دیدند,پی بردند که تابلو سرقت شده است.قاب خالی شده بود و بوم با دقت از آن قاب جدا شده بود.

به زودی جراید از موضوع سرقت با خبر شدندو زمانی که روزنامه های عصر منتشر شد,شهروندان پاریسی از شنیدن این خبر بهت زده شدند.

سرقت تابلو یک شوخی است!

بسیاری از مردم سرقت تابلو را باور نکردند و آن را یک شوخی تلقی کردند.برخی معتقد بودند که احتمالا یک دانشجوی رشته ی هنر که عاشق لبخند معما گونه ی مونالیزا بوده آن را دزدیده است. شاید هم یک سارق در ازای پس دادن آن باج فراوانی درخواست کند.دو مجله برای بازگرداندن نقاشی جایزه های کلانی در نظر گرفتندو در همان حال مسوولان به دلیل سهل انگاری فضاحت آمیز در نگهداری از گنجینه بین المللی اخراج شدند.در همین حال تدابیر امنیتی شدید شد.

یک نامه ی مرموز

علیرغم شایعات به مدت بیش از ۲ سال خبری از مونالیزا نشد.در نوامبر۱۹۱۳یک دلال ایتالیایی آثار هنری به نام آلفردو گری نامه ای عجیب دریافت کرد.نویسنده نامه که خود را لئوناردو معرفی کرده بود,مدعی بود که مونالیزا نزد اوست. ابتدا گری فکر کرد نامه یک شوخی است,اما روز بعد نامه را زد جیووانی پوگی مدیر موزه ی یوفیزی در فلورانس برد تا نظر او را هم جویا شود.آن دو بعد از بررسی نامه تصمیم گرفتند جواب نامه ی لئوناردو را بدهندو از او بخواهند تا نقاشی را به آنان نشان دهد.در عرض یک هفته آنان به هتلی در فلورانس دعوت شدند.مرد جوانی از گری و پوگی استقبال کردو آنان را به اتاقی کم نور برد.سپس قبل از هر کاری مبلغی ناچیز طلب کرد.مبلغ در خواستی در برابر ارزش واقعی تابلو بسیار اندک بود.

زیر تخت

مرد از زیر تخت چمدانی بیرون کشید که درون آن اشیای گوناگونی مانند کلاه مچاله شده و مقداری خرت و پرت روی نقاشی مونالیزا قرار داشت.

بلافاصله گری,پوگی و لئوناردو(که در حقیقت یک ایتالیایی به نام وینچنزو پراوگیا بود)به نگارخانه ی یوفیزی رفتند  آنجا اصالت تابلو ثابت شد وپراوگیا دستگیر شد.

پراوگیا در باز جویی گفت که برای انتقام جویی از دزدیده شدن گنجینه های هنری ایتالیادر قرن۱۸ به وسیله ی امپراطور فرانسه,ناپلئون بناپارت,اقدام به این کار کرده بود.او گفت سرقت تابلو کار آسانی بود. وارد موزه شدم و خود را به شکل کارگران در آوردم,و سپس مونالیزا را برداشتم و از موزه خارج شدم!

بعد از پیدا شدن مجدد تابلو و قبل از بازگشت به پاریس,آن را در سراسر ایتالیا برای تماشای مردم گردش دادند.هزاران نفر از تابلو نقاشی که تصور میکردند برای همیشه از دست رفته دیدن کردند.

قهرمان ملی

پراوگیابه زندان فرستاده شد,اما فقط بعد از چند ماه به دلیل بیماری از زندان آزاد شد.بسیاری از ایتالیایی ها برای بازگرداندن مونالیزا به وطن به پراوگیا به چشم قهرمان می نگریستند. عاقبت شاهکار لئوناردو داوینچی به موزه لوور برگردانده شد و پس از ماجرای ۱۹۱۱با دقت بیشتری از آن مراقبت میکنند.